يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
6
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
تلفيق آرا وتأويل آيات يكى از بنيادهاى اصلى نظام فلسفي سهروردى ، اين است كه حقيقت يكى است واختلاف فرق وملل عواملي دارد كه از آن جمله اختلاف تعبير است . به اين معنى كه گروهى از أصحاب حقيقت به اشاره وتعريض سخن گفتهاند وجمعى به استعاره ورمز . وديگران كه از فهم إشارات ورموز آنان عاجز بودهاند ، به ظاهر عباراتشان ، متوسل شده ودر گمراهى افتادهاند . أو در حكمة الاشراق ( بند 4 ) ، اين مطلب را به وضوح بيان كرده است « 1 » . ودر مقدمهى كلمة التصوف ( بند 3 ) در اين باره هشدار مىدهد كه : مبادا اختلاف عبارات ، تو را بازيچهى خويش سازد . چه ، آنگاه كه آنچه در گورستانها است برانگيخته مىشوند ودر روز رستاخيز در عرصهى الهى حضور مىيابند ، از هر هزار نفر ، به تقريب ، نهصد ونود ونه نفرشان كسانىاند كه كشته عباراتاند ومذبوح شمشيرهاى إشارات . . . از معاني بىخبر ماندند وپايههاى حقيقت را تباه ساختند . حقيقت ، خورشيد يگانهيى است وبا تعدد برجها كه مظاهر اويند ، چندگانگى نمىپذيرد . شهر يكى است ودرها بسيار است . « 2 » در التلويحات نيز ، نظير اين سخنان آمده است . « 3 » يكى از راهحلهاى اين توهمات جدايى انداز ، تأويل وتوجيه وتقريب سخنان پيشينيان است وسهروردى كه با تلفيق آراى نو افلاطونى وحكماى متقدم يونان تا أفلاطون ونيز مشائيان ومباني ديني إيران واسلام ، در حكمة الاشراق ، در اين زمينه قدمهاى بسيار بلندى برداشته است « 4 » در اين رسائل نيز همان طريقه را دنبال كرده است . مثلا در الألواح العمادية سعى بسيار كرده است ، تا آراى فلسفي را پس از اينكه با براهين ، مستدل ساخته ، با آيات قرآني توجيه وتأييد كند وخود در مقدمهى آن بدين امر تصريح
--> ( 1 ) ص ص 10 - 11 : « كلمات الأولين مرموزة وما ردّ عليهم وإن كان متوجها على ظاهر أقاويلهم لم يتوجه على مقاصدهم ؛ فلا ردّ على الرمز . . . والاختلاف بين متقدمي الحكماء ومتأخريهم إنّما هو في الألفاظ واختلاف عاداتهم في التصريح والتعريض » . ( 2 ) « لا يلعبن بك اختلاف العبارات فإنّه إذا بعثر ما في القبور . . . » . ( 3 ) مجموعهى أول ، ص 112 . ( 4 ) خود أو در مقدمهى حكمة الإشراق از گروههاى مختلفي كه در حكمت اشراق يار موافق اويند سخن گفته است واز كساني چون آغاثاذيمون ، أفلاطون ، هرمس ، امپدوكلس ، فيثاغورس ، وحكماى إيران باستان نام برده است . ( ص ص 10 - 11 ) .